مرتضى مطهرى

96

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

درس سيزدهم : ارزش قياس ( 1 ) از جمله مسائلى كه لازم است ضمن « كلّيات منطق » بيان شود ، ارزش منطق است ؛ و چون غالب ترديد و انكارها در مورد ارزش منطق ، دربارهء ارزش قياس بوده است ، ما آن را تحت عنوان « ارزش قياس » بحث مىكنيم ؛ و به همين دليل اين بحث را كه مربوط به فايدهء منطق است و طبق معمول بايد در اولِ كار بدان توجه شود ما پس از بحث « قياس » قرار داديم « 1 » . قياس - چنان كه قبلًا دانستيم - نوعى عمل است اما عمل ذهن . قياس ، نوعى خاص تفكر و سير ذهن از معلوم به مجهول براى تبديل آن به معلوم است . بديهى است

--> ( 1 ) . قياس چيزى است كه در بسيارى از علوم به كار مىرود . علوم تجربى نيز خالى از قياس نيستند ، بلكه بنابر تحقيق دقيق منطقيّون نظير بوعلى و خواجه نصير الدين طوسى و غيرهم ، در هر تجربه‌اى يك قياس نهفته است - و ما در پاورقيهاى جلد دوم اصول فلسفه در اين باره بحث كرده‌ايم - و از اين رو اگر قياس فاقد ارزش و اعتبار باشد همهء علوم - و نه تنها علومى كه قياس را به صورت آشكار در استدلالات خود به كار مىبرند - بى اعتبار خواهند بود . البته آنچه در درجهء اول بى اعتبار خواهد بود فلسفه است ، زيرا فلسفه از هر علم و فنّ ديگر قياسىتر است . منطق نيز بىاعتبار خواهد بود ، از دو جهت : يكى اين كه منطق نيز در استدلالات خود از قياس استفاده مىكند ؛ ديگر اين كه بيشتر قواعد منطق به طور مستقيم و يا غير مستقيم مربوط است به « چگونه بايدى قياس » و اگر قياس فاقد ارزش و اعتبار باشد اكثر قواعد منطق بلاموضوع است .